الشيخ محمد الصادقي الطهراني
52
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
نيست تا با ملاقات رطوبت سرايت جسمانىِ نجاست كند ، بلكه پرستش آنها و قربانى كردن براى آنها نجس و حرام است ، و همچنين « أزلام » كه با قمارى تيرافكن حيوانى را گروهى ميان خود تقسيم مىكردند كه خود قمار و خوردن آنچه بدينوسيله بهدست آمده « رجس » و حرام است ، و نه آنچه به آن تير اصابت مىكند ، مگر بهدليلى ديگر كه اگر آن حيوان ذبح شرعى نشده باشد مردار و نجس خواهد بود . كه در اين صورت از موضوع بحث ما خارج است . و نيز مىبينيم كه « رجس » دربارهى منافقينى هم كه قطعاً از نظر جسم پاكند - در عين حالىكه از مشركان هم پليدترند - مورد تصريح قرآن است كه « فَأعْرِضُوا عَنْهُمْ إنَّهُمْ رِجْسٌ . . . » ( سورهى توبه ، آيهى 95 ) « از منافقان روىگردان شويد همواره اينان « رجس » : ناپاكند خدا اينگونه رجس را بر كسانى كه ايمان نمىآورند مىنهد » كه از جمله پرهيز از آنان است ، و نيز عذاب دنيوى و يا اخروى كه « قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ » ( سورهى اعراف ، آيهى 71 ) و بههمين معناى پرهيز معنوى است « فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ من ألاوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ » ( سورهى حج ، آيهى 30 ) « بپرهيزيد از « رجس » پليدى - از بتها ، و بپرهيزيد از گفتهى پليد » كه پرهيز از بتها پرهيز عقيدتى و عملى در پرستش آنها است ، و پرهيز از گفتهى پليد تركِ گفتن و شنيدن و عمل كردن به آن است . و مىبينيم كه حتى براى نمونه هم « رجس » و « نجس » و « رُجز » در كل قرآن بهمعنى نجاست مطلق نيامده كه هرگونه برخوردى با او حرام يا متنجسكننده باشد . و حتى دربارهى مردار و خون ريخته شده و گوشت خوك كه قطعاً نجساند آمده : « إلّا أنْ يَكُونَ ميْتَةً أوْ دَماً مَسْفُوحاً أوْ لَحْمِ خِنْزِيرٍ فَإنَّهُ رِجْسٌ » ( سورهى انعام ، آيهى 145 ) پليد بودن اينها در خوردن و همراه داشتن اجزايشان در نماز منحصر مىشود ، نه موى خوك كه چون روح حيوانى ندارد و خوردنى هم نيست ، و مانند موى سگ كه هر دو پاكند ، گرچه گوشتش از نظر جسمانى هم نجس است . و بالاخره اينگونه نيست كه هرگاه واژهى « رجس » ، « نجس » و « رجز » ديديم